|
بیتردید
قوم سختکوش بلوچ نیز از همین اقوام آریایی جدا شده و پس از گذشتن از بخشهای شمالی بهناحیهی جنوب آمده
است. در این مورد نزدیکی زبان بلوچی
به زبان باستانی اقوام مادی، موید این نظر است. با توجه به بررسی و اندازهگیریهای انجام شده توسط
دانشمندان نژادشناس از درازای بدن همهی طوایف و قبایل از جمله مردم بلوچستان، آشکار شده است که
مشخصات نژادی بلوچها و آریاییان کاملاً
شبیه و یکسان بوده و درنتیجه قوم بلوچ، ایرانی نژاد و همانند کُرد، لُر ، فارس، آذری، تاجیک و... شعبهای
از نژاد آریایی ایران میباشند.
بلوچ در شاهنامه
فردوسی شاعرحماسه سرای ایران همواره اقوام اریایی
را مورد ستایش
قرار می داد در واقع شاهنامه جایگاه و تمدن هر قومیت را به خوبی مشخص می کند:
اولین بار در داستان سیاوش هنگامی که وی در کار
جمع آوری لشکر برای جنگ با
افراسیاب است از بلوچ ها یاد می شود : هم از پهلوی پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ
در داستان کیخسرو هنگامی که پسرش قصد لشکرکشی بر
ضد افراسیاب
را دارد باز نام بلوچ در نامه ملی ایران ذکر شده است در این صفحه زیبای شاهنامه که فردوسی یک یک بزرگان
سپاه ایران را بر می شمارد و از لشکر زیر نظر هریک سخن می گوید به پهلوانی به نام اشکش می رسد که
بازور و دل بود و با عقل و هوش . در برهان
قاطع آمده است که اشکش موسس سلسله اشکانیست . سپاه اشکش متشکل از قوم کوچ و بلوچ بوده است فردوسی در این
باره می گوید : سپاهش زگردان کوچ و بلوچ سگالیده جنگ و بر آورده خوچ
تلاش انوشیروان برای حمله به بلوچ ها نزدیکانش او
را از این کار
منع کرده و شکست اردشیر ساسانی (226م –
241 م ) در پیکار با بلوچ ها را به وی یاد آور شدند : ز کار بلوچ ارجمند اردشیر بکوشید
با کاردانان پیر * نبد سودمند به افسون
و رنگ نه از بند و ز رنج و پیکار و جنگ . خسرو انوشیروان از این سخنان خشمگین شد و با لشکری انبوه بر گرد
مسکن بلوچان جمع آمد و منادی داد که همه زن و مرد و کودک و پیر بلوچ ها را از لب تیغ بگزرانید : که از
کوچکه هرکه یابیید خرد وگر تیغ دارند
مردان گرد * وگر انجمن باشد از اندکی نباید که یابد رهایی یکی . فردوسی قتل عام فجیع و وحشیانه انوشیروان
را چنین به تصویر می کشد : از ایشان فراوان و اندک نماند زن و مرد جنگی و کودک نماند * سراسر به
شمشیر بگذاشتند ستم کردن و رنج برداشتند*
ببود ایمن از رنج شاه جهان بلوچی نماند آشکار و نهان
بلوچ و
اهورا مزدا
به خواست اهورامزدا این است شهرهایی که من جدا از پارس متعلق به ایران
کردم . بر آنان حکمرانی کردم .آنچه از طرف من به آنان گفته شد آنرا کردند . قانون من است که آنان را نگه
داشت : ماد - خوزستان - پارت - هرات
- بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ - رخج - ث ت گوش - گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائیهای تیز خود - بابل
- آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپد و کیه - سارد
- یونان - سکائیهای ماورای دریا - سکودر - یونانیهای سپر روی سر - لیبیها - حبشیها - اهالی مکا –
کارائیها
اهالی بلوچستان به یونانی گدروزیا در کتیبه های داریوش هخامنشی مکا یا
مکران پس منظور از اهالی مکا همان ساکنین بلوچستان است.
کتیبه داریوش هخامنشی و بلوچستان:
نام بلوچستان در كتيبه هاي ميخي داريوش بر بيستون
و تخت
جمشيد "مكا" يا "مكران" ضبط شده و از آن به عنوان استان
چهاردهم امپراطوري هخامنشي
نام برده شده است (سده ششم پيش از ميلاد مسيح). يونانيان باستان در مورد بلوچهاي مكران (بلوچستان )
مطالب بسيار زيادي نوشته اند.
تاثیرگذاری
فرهنگ بلوچستان بر دیگر ملل دنیا:
به دلیل همجوار
بودن
بلوچستان با
کشورهای پاکستان و هند و افغانستان و اینکه بخش اعظم پاکستان و. افغانستان در روزگار قدیم متعلق به بلوچستان
بوده است فرهنگ و اداب و رسوم بلوچستان تاثیر زیادی بر این سه کشور و کشورهای دیگر
گذاشته است. از همان زمان که اشرف افغان قصد گریختن به افغانستان داشت و بدست یکی از سرداران بلوچ در کوههای تفتان
کشته شد
سپس نادر شاه
حکومت را بدست گرفت و برای حمله به هند از بلوچها کمک طلبید و سپاه عظیمی از بلوچها و سواران بلوچ تشکیل داد که
منجر به فتح هند گشت و همین موجب تاثیر فرهنگ بلوچستان بر هند بود.در گویشهای هندی و
افغانی از واگان بلوچی و ترکیبهای وصفی بلوچی استفاده می شود و فرهنگ هند و پاکستان نزدیک به فرهنگ بلوچستان است
.
افتخارات بلوچستان براي ايران:
بازپس گيري خليج فارس از پرتغاليها و قلعه پرتغاليها
وقتي همٌل سردار نامدار بلوچ پس از نبردهاي ساحلي بسيار با
متجاوزان به خليج فارس به دريا مي زند، ديگر در تاريخ خبري از او نيست، باقي صفحات
تاريخ حدس و گمان است درسردار بلوچ در برابر فرمانده پرتغالي قرار مي گيرد و به خواست
او مبني بر انتخاب يکي از زيبارويان پرتغالي تن در نمي دهد. فرمانده پرتغالي به همل مي گويد قايق کوچکت را رها
کن و به
کشتي بزرگ ما
در،آ اينجا بساط عيش و عشرت برپاست. از ميان زيبارويان ما يکي را برگزين تا ما نسلي از تو داشته باشيم اما پاسخ
همل نه است، نه يي هم به خاطر تفاوت دين و آيين و هم به خاطر وطن. او مي گويد من زنان سياه چشم وطنم را بيشتر
دوست
دارم.
اين گوشه يي از
حکايتي است که چندي پيش در يکي از برنامه هاي فرهنگي از يکي از چهره هاي برجسته هنري شنيدم و ترجمه اش را
پرسيدم و بعد به ياد آوردم که امسال پانصدمين سال اشغال خليج فارس است و اين ترانه غمگين به بخشي از اين
موضوع مي
پردازد و از
اتفاقي در پنج قرن پيش سخن مي گويد: رويدادي که سينه به سينه در هنر مردم بلوچ حفظ شده است و اينک به ما رسيده است
تا بار ديگر به يادمان بياورد که براي حفظ اين سرزمين مردمانش چه رنج ها برده اند
و بلوچها
توانستند درياي شرق ايران را پس گرفته و قلعه پرتغاليهاكه به يادگاري باقي مانده است.[/size]
قتل اشرف افغان/ سال 1142 ه.ق/
1729 میلادی بدست
سردار بلوچ
حزين مىنويسد كه يكى از خان زادگان بلوچ اشرف
را كشت و سرش را نزد طهماسب ميرزا فرستاد با قتل اشرف افغان ، حكومت هفت ساله افغانان غلزايى در ايران به پايان رسيد.
به گزارش
هلنديهای مقيم ايران در آن دوره، اشرف به داشتن درباری پرشكوه و جلال دلبستگى
داشت و بيشتر اوقاتِ خويش را به شكار و ساختن بناهای جديد اختصاص مىداد. او در نظر داشت شهر جديدی در
اصفهان
بنياد نهد كه
تنها افغان ها حق زيستن در آنجا را داشته باشند. وی برای بنای اين شهر فرمان داده بود كه كاروانسراها و
بسياری از خانهها و مغازههای مركز شهر را ويران كنند (فلور، اشرف)
اشرف افغان در
مکانی به نام اسپیدژبه دست سردار بلوچ کشته شد.
كوروش كبير،
بنيانگذار امپراطوري هخامنشي در ايران آنها را تشويق كرد تا در ايالات شمالي ايران در نواحي همجوار درياي
سياه يعني
در كردستان ،
ارمنستان و گيلان ساكن شوند، بلوچ ها مدت يك هزار سال در اين مناطق كوهستاني اقامت داشتند ، دست به سلاح بردند و
به عنوان نخبگان سپاه امپراطوري هاي هخامنشي و ساساني خدمت كردند. به نوشته محمد سردار خان در عهد هخامنشيان ،
كيانيان
و ساسانيان،
بلوچ ها ستون فقرات نيروهاي نظامي پادشاهان باستاني ايران بودند. در
اواخر عهد ساساني و مقارن ظهور اسلام ، بلوچ ها از شمال و
شمال غرب به جنوب ايران در كرمان مهاجرت كردند و تا حمله مغول در آنجا اقامت داشتند و پس از آن
بارديگر به جانب شرق هجرت كرده و در مناطق كنوني ساكن شدند. قديمي ترين منبعي كه در
آنجا اقامت داشتند و پس از آن بارديگر به جانب شرق هجرت كرده و در مناطق كنوني ساكن
شدند
. قديمي ترين
منبعي كه در آن واژه بلوچ اشاره شده ، شاهنامه فردوسي اثر حماسي ـ ملي ايران است كه در قرن دهم ميلادي ـ چهارم هجري ـ
به نظم درآمد . فردوسي جنگجويان بلوچ را به شجاعت و مردانگي ستوده است
بلوچ هاي
ايران
بلوچ ها نژاد
گسترده اي هستند كه در اصل ايراني تبار هستند و در سراسر ايران پراكنده شده اند و در
استان سيستان و بلوچستان كه بيشترين تعداد بلوچ را دارد بطوريكه 91درصد بلوچ در ان استان زندگي مي كنند .
|